دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

302

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

تهيه مىكنند » و دهانه آن را نازك مىگيرند . « خزانه سلاح را در آتش جوش مىدهند و هرگز پيچ نمىاندازند و مىگويند كه كولاس پيچى فاقد استحكام لازم است و ضربت باروت ممكن است آن را خارج سازد و لذا قابل اطمينان نيست « 1 » . » ايرانيان بر خلاف اروپائيان و تركان كه توپ خود را با آهن و برنج قالب‌ريزى مىكردند ، چندان علاقه‌اى به اين نوع صنعت نداشتند و ترجيح مىدادند « آن را از اروپا وارد كنند . . . « 2 » » اين كار بتدريج به گشايش باب تجارت و ورود اروپائيان به ايران انجاميد كه براى هردو طرف منافعى دربرداشت . فرانسويها علاوه بر اعزام كارشناسان توپ‌ريزى ، جواهرساز ، ساعتساز و پيشه‌وران مختلف را وارد ايران مىكردند ؛ ژاكوب ( ژاك ) روسو يك نفر ساعتساز و جواهرساز از اهالى جنوا بود كه در حوالى سال 1707 م . در اصفهان مقيم شد و شاردن هم بدين نياز تأكيد مىورزد كه : « در ايران فردى را نمىتوان پيدا كرد كه از ساعت چيزى بداند « 3 » . » از طرف ديگر « حقيقت اينست كه هلنديان در صنعت چينى و ساختن ظروف مينائى و لعابى از ايرانيان بسيار چيزها آموخته‌اند . و اگر آبهاى زلال و هواى خشك ايران و چين را در كشور خود داشتند در اين فن بيشتر و بهتر كامياب مىشدند . » و شاردن بحث خود را در تحسين از پيشه‌وران داخلى ادامه مىدهد : « بهترين مصنوعات سفالگران ايرانى كه كاشىپز يعنى لعابىساز خوانده مىشوند عبارتست از كاشىهاى مينائى كه به سبك مغربى نقاشى و طراحى شده است . درواقع محال است كه جاندارتر و درخشنده‌تر از اين آثار و يا ظريف‌تر و روشن‌تر از نقش‌ونگارهاى آن چيزى در جهان پيدا كرد « 4 » . » عملكرد كارگاههاى سلطنتى ( بيوتات ) را نبايد فراموش كرد . حكام آگاهانه قدرت فن‌آورى را در اختيار خود مىگرفتند . اكبر در بعضى از « فنون مكانيك » سرآمد بود و در كاخ خود علاقه زيادى به صنعت اسلحه‌سازى نشان مىداد . در اصفهان ماهرانه‌ترين و زيباترين اسطرلابها ساخته شده بود كه شاهان صفوى را مشهور عالم كرده بود . طبق مندرجات تذكره الملوك در زمان سلطنت شاه سلطان حسين سىودو كارگاه سلطنتى به امر توليد مشغول بوده‌اند . نويسندهء آثار رياضى و مهندس به يك نسبت رياضيات را عملا به كار مىگرفتند ؛ ازاينرو اندازه‌گيرى و پيمايش ، بهره‌گيرى از مثلث راست‌گوش ، اندازه‌گيرى قوسها ، قرقره‌ها و ارتفاع

--> ( 1 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 138 ( ترجمه للويد ، جلد 2 ، ص 299 ) . ( 2 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 91 ( ترجمه للويد ، جلد 2 ، ص 275 ) . ( 3 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 89 ( ترجمه للويد ، جلد 2 ، ص 256 ) . ( 4 ) - شاردن ، جلد 4 ، صص 30 - 129 ( ترجمه للويد ، جلد 2 ، صص 2 - 291 ) .